کد خبر : 65543

به گزارش خبرنما به نقل از گروه سیاسی خبرگزاری برنا؛ در اوج نزاع های اصلاح طلبان در اوایل دهه ۸۰ شاهد تاسیس ادوار تحکیم وحدت بودیم. سازمانی که اگرچه به عنوان حزب مجوز فعالیت گرفت اما محفلی شد، برای دانشجویانی که نمی خواستند وارد احزاب رسمی اصلاح طلب شوند. حسن اسدی زیدآبادی، از اعضای شورای مرکزی پیشین ادوار تحکیم وحدت، که مهمان خبرگزاری برنا بود، درباره ایده تاسیس ادوار می گوید: «این ابتکار افرادی چون علی اکبر موسوی خویینی بود تا محلی را برای ادامه فعالیت دانشجویان فراهم کنند تحت عنوان سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت).»

با این فعال سابق دانشجویی درباره تاریخچه ادوار تحکیم وحدت و مواضع آن گفتگو کردیم که در ادامه آن را می خوانید:

بیش از ۷۰ سال از شکل گیری فعالیت های دانشجویی در ایران می گذرد، اگر بخواهیم فصل مشترک جنبش دانشجویی را طی این مدت بیان کنیم، به نظر شما به چه مواردی می توان اشاره کرد؟

اولا درباره اصل جنبش دانشجویی همیشه بحث هایی وجود داشته است. برای مثال، آیا ما جنبش دانشجویی داریم؟ این بحث بین فعالین دانشجویی و بیرون از دانشگاه مطرح است. به نظر من همین امروز هم می توانیم از چیزی به عنوان جنبش دانشجویی صحبت کنیم، اما با توجه به تعاریفی که امروزه از جنبش های اجتماعی می شناسیم، باید توجه کنیم که این جنبش ویژگی های خاصی دارد. برای مثال در جنبش زنان و محیط  زیست، افراد می توانند تا آخر عمر در آن حضور داشته باشند اما دانشگاه ویژگی اساسی اش موقتی بودن است که در تحلیل ها باید به آن توجه کرد. این مساله باعث می‌شود که جنبش دانشجویی بسیار شبیه جامعه باشد به دلیل اینکه همیشه نیروهایش نو می شوند. ضمن اینکه جنبش دانشجویی در آرمان های ملی نسبت به جنبش های دیگر به کلیت جامعه نزدیک تر است و این هم مزیت و هم نقطه ای چالش برانگیز برای این جنبش است. در مورد جنبش دانشجویی ما همیشه باید به نقش نهاد دانشگاه توجه کنیم. به نظر می رسد از زمان شکل گیری دانشگاه، نقش آن مدرن سازی و مشارکت سیاسی افراد بوده است. در گذشته افراد با ارزش های سنتی وارد دانشگاه می شدند و در دانشگاه با مفاهیم مدرنی چون آزادی های سیاسی و حقوق اساسی ملت و غیره آشنا می شدند. از این منظر فصل مشترکی را که شما بیان کردید در همه دوره ها موجود است. اما در هر دوره ای مبارزه با وضع موجود از زاویه ای متفاوت انجام شده است. زمانی ایده عدالت پررنگ بوده و زمانی آزادی سیاسی. در چند دهه اخیر هم مطالبه حقوق بشر در صدر خواسته ها قرار گرفته است.

پس از انقلاب، جنبش دانشجویی تحت نام تحکیم وحدت شکل می گیرد و رویکرد آن حمایت کامل از جریان برآمده از انقلاب اسلامی است. در دهه هفتاد و به خصوص اواسط آن شاهد تغییراتی بودیم، تفاوت های جنبش دانشجویی در دهه ۶۰ و ۷۰ چه بود؟

البته من تجربه عینی نداشتم اما در حد مطالعاتی که داشتم می توانم پاسخ بدهم. تشکل های دانشجویی در دهه ۶۰ متاثر از انقلابی بودند که همه چیز را در ایران دگرگون کرده بود و انقلاب تقریبا اکثریت جامعه را باخودش همسو کرد. از این منظر طبیعی است که جنبش دانشجویی هم راستای انقلاب باشد و همان اهداف را دنبال کند. همچنین فضای بعد از انقلاب فضای یکدست سازی است، چه از طرف جامعه و چه حاکمیت. در دهه۷۰ می توانیم جوانه های گرایشات متفاوت را در جریان سیاسی کشور ببینیم. این تفاوت سلیقه ها در اداره کشور، نگاه به اهداف انقلاب، رابطه مدرنیته و سنت شکل گرفت. این تفاوت ها به دلیل رویکردهای نظری در دانشگاه شکل می گرفت و به جنبش دانشجویی منعکس می شد. اما این تفاوت ها در چارچوب همراهی با سیاست حاکمیت موجود بود و دیدگاه های متعارض عرصه ای برای حضور نداشتند.

در اوایل دهه ۸۰ شاهد ظهور ادوار تحکیم وحدت بودیم که شامل فارغ التحصیلان دانشگاهی می‌شد، زمینه های شکل گیری ادوار چه بود؟

همانگونه که گفتم در دهه ۷۰ تفاوت های فکری منبعث از تفاوت دیدگاه بین سیاستمدران درون حاکمیت بود. بعد از سال ۷۶ جنبش دانشجویی دچار تغییرات اساسی شد، آن هم به دلیل کارکردهای انتخابی درون آن، هرچند ضعیف و ناقص بود. ارتباط بین بدنه اجتماعی و جنبش دانشجویی بیشتر شد.

تحکیم وحدت هم در آن دوره  عضو شورای هماهنگی نیروهای دوم خرداد بود و در ابتدای دهه۸۰از آن خارج شد. من مبانی تشکیل ادوار راتوضیح می دهم و مثال های بالا نشانه های آن است. با افول جریان اصلاحات در دهه۸۰ یا حداقل تصوری که جامعه از این اتفاق داشت، تحکیم وحدت از آن فاصله گرفت. پیش از آن دانشجویان می توانستند در احزابی که بعد از دوم خرداد پدید آمدند حضور یابند، اما بعد از اینکه این دیدگاه انتقادی شروع شد؛ نیروهای دانشجویی رغبتی برای حضور در احزاب نداشتند. البته این تنها دلیل نبود و دلیل دیگر هویت اجتماعی بود که تحکیم به آن ها می داد و درست یا غلط نمی توانستند از پایین در یک حزب فعالیت کنند. بنابراین ایده تشکیل اداور شکل گرفت تا دانشجویان بتوانند با همان رویکردهای خود، فعالیت سیاسی را ادامه دهند.

چه کسانی ایده آن را مطرح کردند؟

این ابتکار افرادی چون علی اکبر موسوی خویینی بود تا محلی را برای ادامه فعالیت دانشجویان فراهم کنند. در نهایت ادوار تحکیم وحدت شکل گرفت و در اساسنامه آن همه فارغ التحصیلان اجازه حضور داشتند.

ادوار چند دوره دارد. یک دوره شکل گیری است از سال ۸۲ تا سال ۸۴٫ تا سال ۸۴ ادوار در حال شکل گیری و عمدتا ذیل تحکیم بود و آنچنان بروز بیرونی نداشت. از سال ۸۴به بعد با برگزاری مجمع عمومی و کنگره، آخرین نسل از فعالان تحکیم وحدت در دانشگاه به ادوار می پیوندند. خود من هم جزو همین افراد هستم.

این نقطه عطف ادوار است؟

بله، جایی است که ادوار نقش پر رنگ تری به خود می گیرد. اعضایش بیشتر می شود و نیروهایی که تازه از دانشگاه بیرون آمده اند، وارد آن می شوند. برای مثال عبدالله مومنی و مهدی امین زاده در آن دوره وارد ادوار می شوند. در همین دوره تغییر اساسنامه داریم و تشکیلات را بازسازی کردیم. در این تاریخ بودکه افرادی خارج از دایره تحکیم وارد آن شدند، مانند احمد زیدآبادی، حسین لقمانیان، نرگس محمدی و به این ترتیب دایره ادوار گسترده تر شد.

photo_2017-12-07_12-59-51

این افراد دانشجو بودند که وارد شدند؟

بله اما داخل تحکیم نبودند و تنها فارغ التحصیلان دانشگاه بودند. از اینجا ادوار رشد سریعی پیدا کرد و نقشی لولایی در بین بدنه احزاب اصلاح طلب و نیروهایی مثل ملی مذهبی‌ها و نهضت آزادی را ایفا می کرد. بنابراین اگر در آن دوره به دفتر ادوار مراجعه می کردید از جنبش زنان و تا ملی مذهبی ها را می دیدید. این فعالیت تا سال ۸۶ رشد سریعی داشت و درآن مقطع با ادوار برخورد شد و دفتر آن پلمپ شد. دلیل آن تحصنی بود که اعضای ادوار  در دانشگاه پلی تکنیک برگزار کردند. با توقیف دفتر فعالیت ها متوقف شد و مدتی دنبال رفع پلمپ بودیم. بعد از مدتی در همان سال ۸۶انتخابات برگزار کردیم و طیف جدیدی وارد شورای مرکزی ادوار شدند که من هم جزو آنها بودم. در آن دوره آقای موسوی خویینی که دبیرکل بود، کنار رفت.

اولین موضع‌گیری ادوار در سال ۸۴تحریم انتخابات بود، ایده تحریم از کجا آمد؟

در آن دوره هنوز ادوار به آن شکل بروز نداشت. اما آن قدر هم تحکیم وحدت با ایده تحریم سفت و سخت  همراه نبود. تحلیل تحکیم وحدت این بود که بعد از سال ۷۶ اصلاحات پیش نرفته و رفتن در آن راه تکرار یک شکست است. تحریمی که دنبال آن بودند عدم مشارکت مردم در انتخابات و شکل دهی یک نیروی اجتماعی بود. تنها در قسمت اول آن موفق بودند اما نتوانستند این رای ندادن را معنادار کنند.

نشانه تصویری آن دوره، مراسم ۱۶اذر سال آخر دولت خاتمی است که در آن برخورد تندی با ایشان صورت گرفت؟

بله من هم در آن جلسه بودم.

برخی از اصلاح طلبان امروز آن اقدامات را تندروی می دانند، نظر شما چیست؟

چون فضا را درک کردم، می توانم بگویم که دانشجویان از دست خاتمی عصبی بودند. روشنفکران و زندانیان سیاسی در بین دانشجویان اقبال پیدا کرده بودند. این ایده که در راه اصلاحات به ما (دانشجویان) خیانت شده، رواج پیدار کرد. نمی دانستیم که بدتر از این هم اتفاق می افتد. برخوردهای دولت خاتمی با تشکل های دانشجویی باعث نارضایتی شده بود و از طرفی اصلاح طلبان به ضعف گفتمانی دچار شده بودند. بازخوانی آن دوره بسیار مهم است، چون ممکن است تکرار شود. اما مساله شکست در سال ۸۴تحریم نبود؛ بلکه تعدد کاندیداها بود. علت تحریم هم خود اصلاح طلبان بودند.

با تولد ادوار و جداشدن نسبی جنبش دانشجویی از اصلاح طلبان، برخی آن را استقلال جنبش دانشجویی در رویکرد و آرمانها تشخیص دادند، تا چه حد این تعیبر درست است؟

می توان گفت جنبش دانشجویی کمی دانشجویی تر شد. همانگونه که پیش تر گفتم، دانشگاه تنها محمل سیاسی شدن بود. ولی شاید بعد از دوره اصلاحات اتفاقی که افتاد این بود که مرجعیت دانشگاه برای سیاسی شدن افراد از بین رفت. این باعث شد که جنبش دانشجویی به چیزی که شما می گویید نزدیک تر شده باشد.

سال۸۸ این رویکرد در میان ادوار نسبت به اهداف جنبش دانشجویی تغییر کرده بود؟

بله خیلی زودتر از سال۸۸ به این نتیجه رسیده بودیم. این ایده که دیگر تحریم پاسخ گو نیست، تغییر رویکرد است.

اما چرا سراغ خاتمی نرفتید و دنبال عبدالله نوری بودید؟

مسلما انتخاب هایی وجود دارد. ایده تحریم از اینجا می آید که شما ساختار را قبول ندارید و با نیرویی خارج از ساختار موجود می خواهید، وارد عرصه سیاسی شوید. ایده آن زمان این بود که اصلاحات اساسا شکست خورده است. در مقطع سال۸۴ فکر می کردیم با تحریم چیزی از دست نمی رود وخیلی از مسایل تثبیت شده است.

ایده حمایت از عبدالله نوری از کجا آمد؟

این مساله داستان جالبی دارد که کم تر به آن پرداخته شده است. از سال ۸۵ به بعد این ایده شکل گرفت که تحریم جواب نمی دهد و یک مشارکت سیاسی جدی می تواند تاثر گذار باشد.

photo_2017-12-07_12-59-40

تصویر بالا مربوط به دیدار با آیت الله منتظری با هدف مذاکره در مورد کاندیداتوری عبدالله نوری

مجلس هشتم این موقیت رابه وجود نمی آورد؟

بله، ما به عنوان ادوار تحکیم به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم در برابر رد صلاحیت ها کاری انجام دهیم و انتخابات ریاست جمهوری می توانست زمینه بهتری برای مشارکت باشد. به همین دلیل وارد انتخابات سال۸۸ شدیم. اما رویکردمان با اصلاح طلبان رسمی متفاوت بود.

ما اعتقاد داشتیم  انتخابات را نباید به صندوق رای کاهش داد و باید آن را به چشم یک آوردگاه سیاسی دید که مطالبات اساسی جامعه در آن مطرح شود.

دراقع همچنان رویکرد ایده آل گرا و رادیکال را حفظ کرده بودید، اما دنبال شخصی بودید که بتواند آن مطالبات راپیش ببرد؟

بله، دقیقا و بخاطر همین دنبال عبدالله نوری رفتیم. در مورد عبدالله نوری حرف ما این بود که یک اصلاح طلب اصیل و مقاوم است. ضمنا همه اصلاح طلبان هم او را قبول دارند. با طی کردن این پروسه می توانستیم اصلاحات را دوباره زنده کنیم. فکر می کنم تئوری ما شکل گرفت اما بازی گر آن تغییر کرد.

نظر اطرافیان رییس جمهوری اصلاحات و حزب مشارکت چه بود؟

در زمانی که با عبدالله نوری صحبت کردیم و حاضر شد فضا را بسنجد، جلسه ای برگزار شد با حضور افرادی چون تاج زاده و حجاریان با عبدالله نوری. در آن جا تاج زاده گفته بود طرحی که بچه ها (ادوار تحکیم) می گویند انتهایش ما را راهی زندان خواهد کرد. آقای حجاریان هم می گفت این ها دنبال نلسون عبدالله هستند و با این رویکرد مخالف طرح ما بودند.

چرا بعد از عبدالله نوری سراغ کروبی رفتید؟ در آن زمان این بحث مطرح شده بود که موسوی به ادوار اجازه دیدار نداده است؟

دو گرایش در ادوار وجود داشت. گرایش غالب این بود که از کروبی حمایت کنیم. به دو دلیل، یک اینکه ما در کمپین آقای کروبی جایگاه مناسبی خواهیم داشت و مطالبات ما را بهتر می تواند مطرح کند. یک دلیل دیگر هم شخصیت آقای کروبی بود که همیشه به ما کمک کرده بود. گروه اقلیتی هم بودند که معتقد بودند سمت کاندیدایی برویم که رای بیشتری دارد.

در نهایت در کنگره ای که برگزار کردیم، آقای کروبی بیشتر رای آورد. اما بعد از آن سعی کردیم به اجماع برسیم و بخاطر همین قرار شد تا با این دو نفر جلسه برگزار کنیم. کمپین آقای موسوی چنین فرصتی را به ما ندادند. البته در مورد احزاب دیگر هم اینگونه بود و مشارکت هم نتوانست دیداری داشته باشد. به همین دلیل به مصوبه کنگره بازگشتیم و از کروبی حمایت کردیم. در ستاد آقای کروبی نقش تاثیر گذارتری داشتیم و شعارهایمان روی آقای موسوی هم اثر گذار بود.

به دور دوم هم فکر می کردید؟

با نزدیک شدن به انتخابات این تصور را داشتیم که رای کم تری نسبت به آقای موسوی خواهیم داشت  اما این ایده هم بود که همراه آقای موسوی به دور دوم برویم.

بعد از سال ۹۲ دوباره شاهد شکل گیری تشکل های دانشجویی هستیم؟ برخی معتقدند شاهد افول جنبش دانشجویی در آن دوره هستیم. موافقید؟

معتقدم در وضعیت فعلی فعالیت دانشجویی نسبت به سال های گذشته رشد داشته و مولفه های آن تغییر کرده است. در واقع رویکرد امروز جنبش دانشجویی به سمت طرح آرمان ها در فضای دانشگاه رفته است. امروز جنبش دانشجویی رویکردی حمایتی_انتقادی نسبت به دولت را در پیش گرفته است که موضع انتقادی آن روزبه روز بیشتر می شود.

فکر نمی کنید رشداین نگاه انتقادی شکست سال ۸۴ را دوباره تکرار کند؟

من یک مقدار نسبت به جنبش دانشجویی خیالم راحت تر است. چون معتقدم جنبش دانشجویی بیشتر از طیف های دیگر تجربه اندوزی کرده و به بازسازی خود دست زده است. بیشترین نگرانیم نسبت به اصلاح طلبان و رویکرد آن هاست. همواره این خطروجود دارد که نا امیدی منجربه عدم همراهی با پروژه اصلاحات و عدم حضور در انتخابات شود. یکی از مهم ترین مسایلی که باید انجام دهند، نقد جریان اصلاحات است. جنبش دانشجویی نباید اجازه دهد اصلاحات به یک نهاد بروکرات کارمند صفت تبدیل شود که بخواهد مطالبات را تنها از رویکرددولت محور پیش ببرد.


آدرس کوتاه :