با روی کارآمدن دکتر روحانی موضوع گفتگو با آمریکا بار دیگر در محافل داخلی ایران مطرح شده است. بعضی ها موافق گفتگو هستند و آن را برای رفع تحریم های ...
کد خبر : 331

با روی کارآمدن دکتر روحانی موضوع گفتگو با آمریکا بار دیگر در محافل داخلی ایران مطرح شده است. بعضی ها موافق گفتگو هستند و آن را برای رفع تحریم های اقتصادی و به تبع بهبود وضعیت اقتصادی ایران ضروری می دانند. بعضی دیگر مخالف هر گونه گفتگو هستند و اساساً آن را بی فایده می دانند و اینکه تنها منافع سیاسی- ایدئولوژیک ایران را به خطر می اندازد. اگرچه موضوع گفتگو با آمریکا به یک موضوع سیاسی و پیچیده در ایران تبدیل شده، واقعیت این است که تنها در زمانی اتفاق می افتد که بین منافع و دیدگاه های نیروهای مختلف سیاسی نوعی تعادل سیاسی و اجماع صورت گیرد.

از دیدگاه اصلاح طلبان، آمریکا به عنوان یک ابرقدرت نقش کلیدی در مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 ایفا می کند و نیروی اصلی پشت ایجاد ائتلاف فعلی جهانی برای تصویب تحریم های سخت اقتصادی علیه ایران است. این دیدگاه، به گونه ای بهبود وضعیت اقتصادی- سیاسی ایران را منوط به برقراری روابط با آمریکا می داند. در مقابل، اصول گراها فراتر از مسائل اقتصادی، موضوع هسته ای ایران را بیشتر یک موضوع سیاسی- ایدئولوژیک در روابط ایران و آمریکا در نظر می گیرند و اینکه این مسئله فقط یک بهانه است و هدف واقعی آمریکا تضعیف انقلاب اسلامی و نقش سیاسی- امنیتی آن در منطقه و متعاقباًٌ تغییر نظام سیاسی در ایران است.

راه سوم اعتدال گرای آقای روحانی ضمن اینکه موضوع گفتگو با آمریکا را یک مسئله ضروری سیاسی- اقتصادی در نظر می گیرد احتمالاً سعی خواهد کرد که بین دو دیدگاه فوق نوعی تعادل ایجاد کرده و از طریق یک راه حل بینابینی و تدریجی موضوع گفتگو با آمریکا را دنبال کند. این روش بهتر است متمرکز بر یک موضوع  خاص و عاجل دوجانبه مثل برنامه هسته ای ایران باشد است که می تواند منفعت ملموس سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای کشور در کوتاه مدت به همراه بیاورد.

در این روش، ایران در مرحله اول می تواند با بعضی اقدامات جدید اعتمادساز از جمله شفاف سازی بیشتر در مورد برنامه هسته ای خود، فضای لازم را به دولت آمریکا برای متوقف کردن روند تحریم های بیشتر فراهم کند. این تحول گفتگوی دوجانبه را در یک مسیر سیاسی قرار می دهد و متعاقبا امکان منازعه مستقیم را به حداقل ممکن می رساند. با این اقدام، دولت روحانی همزمان می تواند اعتمادسازی لازم را در سطح نخبگان سیاسی داخلی از طیف های مختلف برای برداشتن قدم بعدی انجام دهد.  در مرحله بعدی و با رفع تهدید امنیتی، دولت می تواند با یک سیاست گام به گام، یعنی دادن یک امتیاز در مقابل کسب یک امتیاز، در جهت رفع تحریم های موجود اقدام کند. مسئله اصلی در مسئله هسته ای ایران این است که چگونه بین دستیابی به حق غنی سازی اورانیوم در خاک ایران (خواسته ایران) و جلوگیری از خطر تسلیحاتی شدن این برنامه (خواست آمریکا) نوعی تعادل منافع برقرار شود.  دسترسی به این هدف هرچند سخت کاملا عملی است.

در حال حاضر اینکه کدامیک از طرفین درگیر باید قدم نخست را در روند گفتگوها بردارند، تاثیر منفی بر نقطه آغاز گفتگوها گذاشته است. تجربه هم نشان می دهد که سخت ترین قسمت برای ورود به گفتگوها همین اقدام اولیه اعتمادساز است. در مورد ایران هم تجربه های قبلی مثلاً در بحران افغانستان نشان می دهد که تصمیم گیران ایران تنها در روند مذاکرات و در یک چارچوب برد- برد حاضرند برای نشان دادن حسن نیت خود امتیازاتی بدهند. به عبارت دیگر، مفهوم اعتمادسازی برای ایران به معنای اطمینان خاطر از وجود توافق برد- برد است.

یکی از ویژگی های شخصیتی آقای روحانی آشنایی همزمان با نظام سیاسی ایران، مسائل منطقه ای و سیاست بین الملل است. ایشان دارای شغل های مهم سیاسی- امنیتی در زمان جنگ تحمیلی ایران و عراق بودند. در دوره هایی نماینده مجلس بودند و با نیروها و احزاب سیاسی مختلف آشنایی و رفاقت دارند. چندین سال دبیر شورای امنیت ملی بودند که آگاهی ایشان را از مسائل سیاسی- امنیتی منطقه ای افزایش می دهد. همزمان ایشان تجربه هدایت مذاکرات هسته ای ایران و روابط با قدرت های جهانی در دوره قبلی و تجربه های ناشی از فرصت ها و چالش های آن مذاکرات دارند. بنابراین آگاه هستند که چگونه می توان بین تامین منافع و امنیت ملی ایران  با توجه به شرایط فعلی برنامه هسته ای ایران و خواسته های قدرت های خارجی به نوع توازن قابل قبول رسید.

اما در مورد اینکه ایران چگونه باید موضوع گفتگو با آمریکا را عملیاتی کند، بعضی از دیدگاه ها اولویت را به ورود به یک “گفتگوی جامع” در یک قالب کلی می دهند که در آن تمامی مسائل مورد اختلاف دوجانبه شامل موضوع هسته ای و مسائل منطقه ای به طور همزمان مورد بحث قرار گیرند. بعضی دیگر از دیدگاه ها معتقدند که پیچیدگی مسئله هسته ای و بن بست موجود در این زمینه به گونه ای است که بهتر است اقدام اعتمادساز اولیه از طریق همکاری دو جانبه بر روی مسائل منطقه ای مثل حل بحران سوریه یا همکاری دوجانبه در افغانستان صورت گیرد که به نظر ساده تر می رسند.

در مارس 2009، نویسنده مقاله ای با عنوان “تنها یک ایران قوی وارد گفتگو می شود” نوشته و در آن بحث کردم که با افزایش نقش سیاسی- امنیتی ایران بعد از تحولات عراق در سال 2003، نوعی حس برابری سیاسی در سطح نخبگان سیاسی- امنیتی ایران بوجود آمد که شرایط را برای ورود به چند دور گفتگوی مستقیم دوجانبه بین ایران و آمریکا برای حل مسائل عراق در سال های 2007- 2006 فراهم کرد. ایران در آن زمان به این نتیجه رسید که تنها راه حل معضلات استراتژیک با آمریکا، بالابردن ارزش استراتژیک نقش خود از طریق حضور فعال در مسائل منطقه ای است.

اما مشخص شد که روند گفتگوهای دوجانبه در مورد مسائل منطقه ای، همانگونه که در مقاله دیگری در آوریل 2013 بحث کردم، ورود دو طرف به مسائل منطقه ای تنها می تواند زمینه های گفتگوی استراتژیک بین دو طرف را فراهم کنند. چون به دلیل اختلافات موجود ایدئولوژیک و سیاسی- امنیتی در حوزه منافع و تصور و برداشت از تهدید متقابل، ایران و آمریکا در دو جهت متضاد تنها سعی می کنند نقش یکدیگر را در مسائل منطقه ای به حداقل ممکن برسانند. بنابراین تا زمانی که حس تهدید متقابل وجود دارد و حضور در مسائل منطقه ای با هدف جلوگیری از نهادینه شدن نقش طرف مقابل صورت می گیرد این مسائل تنها دو طرف را از همدیگر دور می کنند.

حضور فعال ایران در مسائل منطقه ای ضمن اینکه مستقیماً به مسئله امنیت ملی یعنی منافع حیاتی کشور مربوط می شود به افزایش نقش و قدرت ملی ایران در بهره گیری از امتیاز ژئوپلتیک برای حل معضلات استراتژیک با آمریکا نیز ارتباط می یابد. نتیجه اینکه سیاست منطقه ای ایران پیچیده تر از آن است که به سادگی تغییر کند و به خواسته های آمریکا در منطقه نزدیک شود. از این رو آوردن آن ها در گفتگوی مستقیم ایران و آمریکا، ضمن اینکه بنظر می رسند جذابیت لازم را دارند، در این مرحله می تواند روند گفتگو را تضعیف کند. مگر اینکه اعتمادسازی اولیه در مذاکرات هسته ای حس تهدید از آمریکا را از ذهن تصمیم گیران سیاسی-امنیتی ایران دور کند.

برای پرهیز از این پیچیدگی، بهتر است دکتر روحانی مبنای شروع گفتگو با آمریکا را بر محور یک موضوع خاص، استراتریک و عاجل مثل موضوع هسته ای ایران قرار دهد. موضوع هسته ای تنها موضوعی است که آن حس برابری سیاسی را در نزد نخبگان سیاسی ایران و به تبع اجماع سیاسی مورد نیاز برای ورود به گفتگو ها فراهم می کند. اما حفظ چنین اجماعی در نخبگان سیاسی تصمیم گیر خود به نوعی به تداوم فعلی سیاست فعلی منطقه ای ایران بستگی دارد. بر همین مبنا بود که دکتر روحانی به صراحت اعلام کرد که ایران از یک راه حل سیاسی در سوریه حمایت می کند و مخالف هر گونه دخالت خارجی در این بحران است.

اکنون که دولت عمل گرای دکتر روحانی خواهان گفتگوی جدی برای حل مشکلات ایران و آمریکا است، دولت اوباما هم باید از این فرصت استفاده کند و با برداشتن قدم های ابتدایی از جمله متوقف کردن روند تحریم های بیشتر، زمینه ها را برای ایجاد تعادل در سیاست داخلی ایران و فراهم کردن فضای سیاسی لازم برای ورود به گفتگوهای مستقیم دو جانبه بردارد. در غیر این صورت فضای مثبت فعلی در ایران به سرعت به نفع نیروهای مخالف گفتگو با آمریکا تغییر خواهد کرد.

دکتر کیهان برزگر  مدیر گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد و رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است.


آدرس کوتاه :