سخنی با استاندار


در بر هه ای که مدیری با عرق بومی سکان استانداری را در دست می گیرد که اسبق سکانداران چنان ضربه ای برروند توسعه و پیشرفت استان وارد کرده اند ...
کد خبر : 2333

در بر هه ای که مدیری با عرق بومی سکان استانداری را در دست می گیرد که اسبق سکانداران چنان ضربه ای برروند توسعه و پیشرفت استان وارد کرده اند و آنرا بر حبابی پر از شعار و شالوده نابرابری بنا نهاده اند که در صورت ترکیدن، نتایج بدکارکردی و تجمیع ناهنجارهای گذشته که با فرایند  انسداد اجتماعی و انباشت  نابرابریهایی که محصول توزیع نامتعادل قدرت همراه بوده ،آسیب هایی را برپیکره  نحیف این استان وارد نموده که اثراث و پیامدهای جانبی آن تا مدتها لاینحل خواهد ماند.  از سوئی دراین کشمکش ها با جایگزین نمودن قدرت  به مثابه اقتدار، از این رهیافت  کلاهی برای خویش و خویشان ساخته اند که جنس آن ترکیبی است از مواردی نظیر، بی تدبیری، جزئی نگری، خودسری، تنگ نظری ، سخنرانی افراطی و نیز عدم شفافیت و پاسخگوئی به نیازهای جامعه و چنگ زدن به روایت های افراطی وخشن، فرد گرائی و پوپولویستی و اطاعت  بی چون  وچرا از تصمیم گیریهای محفلی شبانه و استفاده مکرر و طویل المدت از مدیران متملق ناکارآمد که برای ابد بر مناصب قدرت و مدیریت چنبره زده اند و چنان براین صندلی مخملی لم داده اند که گوئی بخشی از وجودشان می باشد. درنهایت نتیجه این می شود که دیده ایم و سالها با آن مملوس بوده ایم .

و اما دیگر سخن: مدیری بومی و همزبانی در اوج اقتدار، نه از سر قدرت، سکان کشتی به گل نشسته  را ناخدائی دیگر آمده که از همین مردم است و عرق بومی دارد.  سجل ما را می شناسد و  زبان پیرمردی را که در انتهای مرز جغرافیائی استان سکونت دارد و تنها دغدغه اش حذف یارانه است را می فهمد . و با پذیرش وانتقال مسئولیت ، شانه هایش سنگین شده، فلذا باید بداند که تنها با اتخاذ تصمیمات کارشناسی و معقول است که در دام سازه زیستان و سایه زیستان، محفل نشینان و بازنشستگان حریص و بیسودان جلیس  ، سیاستمداران دوزیست و دوزیستان مدیر نخواهد افتاد و با پرهیز از شعارهای تکراری و گزنده ( همش حرف و اقدام هیچ کند خلق را گیج و ویج)وبا نگاهی به شایته سالاری و حاشیه گرا ئی عمل نماید ودر اجرا کار را به کا ردان سپرده ونیروهای منفعل را از حاشیه به متن دعوت نماید.
جناب استاندار باید بدانی که نماد استان، تپه تخریب شده استانداری و ساختمان اولیه استانداری است که به قدمت استان شدن این استان تاریخ دارد واکنون به تلی از خاک مبدل شده . پارک ساحلی و جنگلی که طی این سالها تغییری به خود ندیده است. تونلهای تنگ و تاریک ونفس گیر  محور یاسوج – جنوب جنب روستای کاهگلی پرزه  به مانند شبی سیاه وتاریک خطری وغبار آلودشده . پیج خطرناک و پلی به قدمت پنجاه سال در جاده پرتردد رودخانه مهریان است که هرروز قربانی می گیرد. جاده ناتمام و پر پیچ و خم امام زاده علی را بارها پیموده و کنار همان امامزاده محرومیت را به چشم دیده اید، خطر در جاده های لوداب و زیلایی در کمین است. محور یاسوج – شیراز استاندارد نیست. از باشت تادهدشت وازآنجا تالیکک ،گچساران که از یاد رفته وهزاران موضوع که ناگفته خواهد ماند، تا به سیاه نمائی متهم نشویم، زیرا به قول یک هنرمند ایرلندی تبار ( برنارد شاو) سنجش فرهنگ هر شهری به جاده ها و کتابخانه های آن است.
وماو شما که هم عرق و هم سجل وهمزبانیم می توانیم با تعامل و دوراندیشی و استفاده از تمام پتانسیلهای موجود که در ید نیروهای جوان و تحصیلکرده و حاشیه رانده وسایر دلسوزان بی  ریا  وبی ادعا   وکار آمد   است، در اجرا  عمل نمائیم .(در عمل کاربرآید به سخنرانی نیست )…


آدرس کوتاه :

  1. سعادت   ۱۳۹۲-۰۷-۱۷  

    جانا خوب حرف نزدی ولی حرف خوب زدی و حرف دل هر دردمندی که از ضعف و ناتوانی مدیران تزریقی و تحمیلی به سطوح آمده را زدی.تکرار مکررات برای اصحاب رسانه و کسانیکه دست به قلم هستند مثل نماز یومیه یک وظیفه واجب است وآنچه جای تعامل است عملکرد و توان اجرایی کسانیکه می بایست نمود داشته باشند و شعار ندهند. استان ما مثل پتانسیلهای طبیعی خدادادی سرشار از نیروهای نخبه و توانمند است و به دلیل محرومیت فرهنگی تحمل همدیگر را نداریم و این فاجعه مدیریتیست.تحصیلکرده های ما قابلیتهای خود را در خارج از استان نشان داده و فوق العاده مسئولیت پذیر و موفق هستند ، واین فرصتهای از دست رفته یک تحدید است برای ما که خودی کش و بیگانه پرستیم.