حال و احوال ورزش ما خوب نیست؛ لازم نیست کارشناس ورزشی باشید یا با شورت ورزشی عکس داشته باشید تا این موضوع بدیهی را درک و فهم کنید. هر جای ...
کد خبر : 1013

 حال و احوال ورزش ما خوب نیست؛ لازم نیست کارشناس ورزشی باشید یا با شورت ورزشی عکس داشته باشید تا این موضوع بدیهی را درک و فهم کنید. هر جای ورزش کشور را که بنگرید می توان حرف و حدیثی در آن پیدا کرد. دلال بازی، سیاست زدگی؛ کشاکش میان فدراسیون ها و وزارت ورزش؛ ضعف بنیه مالی، تنها بخشی از نکاتی است که بدنه ورزش کشور ما را در برهه فعلی با تبعات و تاثیرات خود روبرو ساخته و تن نحیف آن را به تاراج گرفته است.

چه از حیث سلامتی  و چه از ابعاد قهرمانی کنش نظامند در عرصه ورزش نقشی بسزا و بی بدیل در ارتقای جایگاه کشور دارد و یکی از مولفه های توسعه ساختاری جامعه است. جامعه ای که شهروندان آن ازسلامت و تندرستی برخوردار نباشند بی گمان نمی تواند در حیطه های مختلف کارکرد مطلوبی رقم زده و امکان تبلور پتانسیل ها و توانایی های نهفته در خود را ندارد. از سوی دیگر موفقیت های ورزشی در دنیای امروز به مثابه وزنه اعتبار و شاخصه پیشرفت کشور در جامعه بین المللی محسوب  شده و یکی از بارزترین مصادیق شان بین المللی یک کشور است.

حال با همه این اوصاف موضوع متولی اول ورزش کشور محلی برای مجادله طیف های سیاسی کشور شده بدون آنکه ثبات و استقرار به عنوان اصل اولیه و اساسی پیشرفت در هر حوزه ای مد نظر قرار گیرد و منافع ملی در این خصوص لحاظ گردد.

حسن روحانی برای تصدی سمت وزارت ورزش و جوانان مسعود سلطانی فر را برای تصدی این سمت برگزید و به مجلس معرفی کرد. وی که می توان گفت اولین رئیس سازمان ورزش بود که سابقه حضور در مناصب ورزشی را داشته و چهره ورزشی به شمار می آمد بر عکس برخورداریش از این شاخصه؛ بیشتر وجه سیاسی اش پررنگ شد و با همین عنوان رای اعتماد را کسب نکرد. البته این نکته مضاف بر دلایل دیگر بود که جای توضیح و تشریح مفصل آن در این مقال میسر نیست.

با عدم رای اعتماد به سلطانی فر نگاه ها به حسن روحانی معطوف شد تا ببینند چه کسی جایگزین سلطانی فرشد و به سمت سرپرست این وزارتخانه راهبردی برگزیده می شود. روحانی که اهل مماشات و طمانینه غیر لازم و فرصت سوزانه نیست و در معرفی وزرا به کابینه این نکته را نشان داد. تنها به فاصله دو روزسرپرست وزارتخانه ورزش و جوانان را معرفی کرد. دکتر رضا صالحی امیری یکی از نزدیک ترین چهره ها به روحانی گزینه ای بود که او برای تصدی این سمت برروی نام وی انگشت گذاشت.

این نکته بخوبی نشان می دهد که روحانی با نگاه راهبردی به این مقوله می نگرد و از آنجا که اعتماد ویژه ای به کارایی و توانایی صالحی داشت اورا برای این پست نامزد کرد. حال پس از سرپرستی صالحی بر وزارت ورزش و جوانان افرادی که انتقادات مشابهی را متوجه سلطانی فر می کردند دوباره بر همان سبیل می روند و با این عنوان که وی چهره سیاسی است او را آماج انتقادات قرار می دهند بی توجه به آنکه نقاط قوت و توانایی های ویژه وی را لحاظ کنند و منافع ملی را مقدم بر گرایش های سیاسی بدانند.

در این خصوص نکاتی چند لازم به یادآوری است.

1-      با توجه به تحریم ها و فشارهای ظالمانه غرب علیه ایران بسیاری ازسازمان ها و نهادها با کسری بودجه مواجهه شده و سیاست های انقباظی در پیش گرفته اند. از آنجا که تامین منابع مالی برای پیشرفت و توسعه ورزش به خصوص در سطح قهرمانی یک ضرورت غیر قابل انکار و چشم پوشی است اکنون یکی از مهم ترین و بهتر بگوییم اصلی ترین دغدغه اهالی ورزش تامین این منابع مالی است. لغو اردوهای ورزشی و همچنین اصرار بر حذف هزینه ها در فدراسیون های مختلف امری نیست که بر کسی پوشیده باشد. حال با همه این اوصاف مهم ترین مولفه امتیاز آور برای رئیس ورزش کشور آنست که این مشکل را در اولویت اول مرتفع کند. نیک می دانیم و می دانید افرادی که قدرت و نفودذ بیشتری در دولت داشته باشند امکان تامین بودجه و منابع مالی بیشتری را برای حوزه تحت امر خود دارند و با توجه به نزدیکی صالحی به روحانی این یک امتیاز ویژه برای ورزش کشور خواهد بود و وزارت وی در این حیطه می تواند آنهم در برهه خطیری که جام جهانی فوتبال؛ مسابقات آسیایی و المپیک در پیش است بسیار راهگشا باشد.

2-      سیاسی بودن نه تنها مذموم و مورد ایراد نیست که از اساس فردی که در سطحی چون وزارت به ایفای نقش می پردازد نمی تواند از سیاست و حواشی پیرامونی آن بری باشد. خواه وزارت مسکن را عهده دار باشد یا مسئولیت ورزش را بر عهده بگیرد. بالاخره حضور درساخت قدرت الزام کنش سیاسی را هم در لفافه خود دارد و اینکه فردی بواسطه سیاسی بودن آنهم در رسته و رتبه وزیر مورد شماتت قرار بگیرد نه تنها متعارف نیست بلکه ناشی از عدم شناخت یا سیاسی کاری طرف مقابل است که برای حذف رقیب سیاسی به این ارجاعات بی پایه متوسل می شود. در واقع آنچه محل ایراد است سیاسی کاری در هر حوزه ای است که ورزش نیز نمیتواند از این قاعده مستثنی باشد. صالحی امیری یک چهره سیاسی هم هست همانطورکه یک اندیشمند حوزه فرهنگی نیز هست و این نکته نمی تواند عیب و ایرادی برای وی باشد نکته آنجاست که او نباید علایق و سلایق سیاسی خود را در حوزه تخصصی ورزش دخالت دهد که از حسن اتفاق او در اولین اظهار نظرهای خود تاکید ویژه ای بر روی این نکته داشت و سیاسی کاری را سم مهلکی برای ورزش دانست و انتصاب های چندروز اخیر وی نیز نشان می دهد که وی تنها به توانایی و تخصص افراد بها می دهد نه گرایش سیاسی آنان.

3-      وزارت ورزش یک پسوند دیگر نیز در کنار خود دارد و آن “جوان” است. حوزه ای راهبری وبسیط با دایره شمولی بسیار فراخناک با پیچیدگی ها و ضرورت های منحصربه فرد و خطیرش. در واقع اگر فردی بخواهد بر سمت وزارت در این وزارتخانه گمارده شود باید اشراف کاملی بر حوزه جوانان و مقولات متنابهی آن داشته باشد. صالحی امیری فردی است که سال ها در گلوگاه راهبردی چون مرکز تحقیقات استراتژیک با اشراف کامل و بالادستی بر حوزه های اجرایی مسائل فرهنگی را مورد مداقه قرار داده و آسیب شناسی فرآیندها و رویکردها وظیفه تخصصی وی بوده و این آشنایی با مقوله فرهنگ، هم می تواند در حوزه جوانان بکار آید و هم به سالم سازی عرصه ورزش از طریق بسط رویکردهای فرهنگی در آن کمک شایان توجهی کند. در واقع فرهنگ عنصر تعیین کننده و شاکله بخش در هر دو این حیطه هاست که ارتباط ارگانیک میان این دو مقوله برقرار کرده و صالحی به عنوان شخصیتی فرهنگی می تواند در این زمینه اثرات مطلوبی را با مدیریت خود بر جای بگذارد.

برای دوری از اطاله کلام به همین کمینه بسنده می کنیم اما نکته ای که نباید از نظردورداشت عدم نگاه همپوشان و سیاست زده برخی است که به بهانه های سیاسی با چماق سیاسی بودن نمی خواهند گزینه های کارآمد و متخصص و توانا بر مصدر وزارتخانه ای قرار بگیرند که به عنوان متولی ورزش و امور جوانان جایگاهی استراتژیک دارد و هر گونه سستی  و وقفه در فرآیندهای مدیریتی آن آسیب زننده بوده و تبعات ناخوشایندی رارقم خواهد زد. نکته جالب توجه در این میانه است که علاوه بر هجمه سنگین رسانه های اصولگرا،رسانه اختصاصی دولت یعنی ایرنا نیز به جای آنکه در پی جلب هم افزایی و کمک به یکی از مدیران توانمند مورد اقبال رئیس دولت باشد با درج مصاحبه ای، صالحی امیری را هدف قرار داده و علیه او رپرتاژ می رود نکته ای که بسیار عجیب و غیره منتظره بود و حتی مسبوق به سابقه هم نیست و البته نشانگر این نکته است که سیاسی کاری در برخوردها علیه صالحی امیری راست و چپ نمی  شناسد و باید دید او چه خصیصه و خصلتی دارد که اینگونه وی را بر نمی تابند.


آدرس کوتاه :