خبرنما؛ تازه به مجلس راه پيدا كرده بود، گرم كار بود و فكر مي‌كرد مديريت گچساران فقط او را كم داشته است، با خودش فكر مي‌كرد با آمدنش تمام مشكلات را ...
کد خبر : 164

خبرنما؛

تازه به مجلس راه پيدا كرده بود، گرم كار بود و فكر مي‌كرد مديريت گچساران فقط او را كم داشته است، با خودش فكر مي‌كرد با آمدنش تمام مشكلات را حل خواهد كرد.

هفته‌هاي اول نمايندگي‌‌اش روزي نبود كه مسئولي را به شهرستان نياورد، از وزير مسكن گرفته تا معاونين و وزير و مدير كل

حاج غلام گچسارانيها آنروزها گرم گرم بود. هر هفته جلسه زيرگذر برگزار مي‌شد.

هفته‌اي نبود كه جلسه بافت فرسوده در شهرداري و فرمانداري برگزار نشود. يادش بخير، چايي و ميوه‌هاي عالي و شيريني و يكي در شب هم شام در هتل پاسارگاد. يكروز تاجگردون پيشنهاد داد بافت فرسوده با آپارتمان‌هاي مسكن مهر تعويض شود آنطرف مدير كل مي‌گفت مجوز نداريم، حاج غلام مي‌گفت مجوزش را من مي‌گيرم.

يكروز قرار شد به ساكنين بافت فرسوده زمين و پول و وام بدهند. جلسه ديگري مصوب مي‌كردند و مي‌گفتند هزينه امتياز آب و برق و گاز را هم از آنها نگيرند.

جلسه ديگري مصوبه مي‌كردند پول پروانه ساخت را هم از آنها نگيرند.

يكروز مي‌گفتند زمين سابق هلال احمر به فضاي سبز تبديل شود و مقداري از آن هم در اختيار هيئت مذهبي باشد.

يكروز روي نقشه مي‌گفتند در خيابان كيامرثي، كوچه هفتم بايد چند خانه خريداري شود جهت كاربري فرهنگي، ورزشي.

يكروز قرار شد سينما پاركينگ شود، جلسه بعدي كه در فرمانداري بود قرار شد خانه‌هاي جهاد كشاورزي پاركينگ شود.

اما حاج غلام تاجگردون، وكيل و نماينده گچساران در مجلس شوراي اسلامي گذشت و گذشت و گذشت تا ديشب كه خودت در حضور خبرنگاران لب به اعتراف گشودي و گفتي: «مسئولان شهرستاني و استاني ما حوصله كارهاي بزرگ را ندارند»

حاج غلام شايد مديراني كه در جلسه بودند فراموش كردند اما من دقيقاً به خاطر دارم.

آخرين جلسه ما در شهرداري بود، شما گفتيد آقا صورت مسئله را همين الان بنويسيد.

مهندس رحماني با همان خودكار مرغوبش كه بعدها او را به حسام هديه داد نوشت؛ شما صورت جلسه را ديديد، از دستخط مهندس رحماني خوشتان نيامد.

خودتان صورت جلسه را نوشتيد و همه آنرا امضاء كردند.

به نظرتان چند درصد آن صورت جلسه اجرايي شد، حاج غلام مردم محله‌هاي لبنان، تپه‌هاي خيابان سعدي، سادات، رادك در خانه‌هايي زندگي مي‌‌كنند كه با كوچكترين زلزله‌اي خداي ناكرده شايد ديگر نتوانيد به آنها خدمت كنيد.

شايد آنروزها پچ پچ‌ها حكايت از آن داشت كه دولت با نماينده همخواني ندارد و از اينرو پروژه‌ها پيش نمي‌رود. اما امروز حاج غلام آن بالايي‌ها كه به تو رأي دادند تو را صدا مي‌زنند.


آدرس کوتاه :