وب دیپلماسی ایرانی: این روزها اخباری دور از انتظار درباره تحولات داخلی عربستان سعودی و روابط خارجی آن شنیده می شود ...
کد خبر : 63195

وب دیپلماسی ایرانی: این روزها اخباری دور از انتظار درباره تحولات داخلی عربستان سعودی و روابط خارجی آن شنیده می شود که پیش از این برای افکار عمومی که عادت به خبرهایی از مراسم رقص شمشیر و سفرهای تشریفاتی و پرهزینه خاندان سعودی در عکس هایی با عینک های آفتابی داشتند، نامانوس است.  ضمن اینکه اقدامات شتابزده در ساختار داخلی تحت عنوان “اصلاحات” و رفتارهای خارج از عرف دیپلماتیک نسبت به شرکای سیاسی منطقه ای ناخودآگاه ارتباطی را بین این دو برقرار می سازد. مرور تاریخچه تحولات چند دهه گذشته این کشور به خصوص در مقاطعی که مقامات سعودی دست به اقداماتی جهت اصلاحات زده اند، نشان می دهد جنس اقدامات در حال انجام از گذشته متفاوت به نظر می رسد. همین موضوع باعث شده حتی متحدان عربستان نیز جانب احتیاط را در موضع گیری ها رعایت کنند و تصمیم ها را در اتاق انتظار نگه دارند. “محمد بن سلمان” به عنوان نماینده نسل جوان سعودی ها که به نظر می رسد اکنون زمام امور را در دست دارد، به دلیل نبود گردش نخبگان در ساختار آریستوکراتیک وراثتی سعودی به مدت چند دهه که فرصت ارتقا در ساختار حکومتی را نداشته و ناگهان در صدر تصمیم گیری های سرنوشت ساز قرار گرفته، توانایی ها و ناتوانایی های آن نیز برای جهان تقریبا در پرده ابهام قرار دارد. به این ترتیب در عربستان با یک معادله دو مجهولی روبرو هستیم که یک سوی آن محمد بن سلمان به عنوان نماینده نسل تازه ای که دنبال تغییر هستند قرار دارد و سوی دیگر ساختار سیاسی کهنه و محافظه کاری که معلوم نیست تا کجا توان تحمل تغییرات را خواهد داشت. رفتارهای شاهزادگان سالخورده پیشین از یک الگوی شناخته شده پیروی می کرد و تقریبا قابل پیش بینی بود. آن الگو ترکیبی از محافظه کاری، سنجش هزینه – فایده تصمیمات، درونگرایی و حفظ میراث آل سعود بود. اما اکنون این الگو در نسل جدیدی که در مناصب عربستان در حال پا گرفتن هستند، دگرگون شده و جای خود را به اقدامات شتاب زده داده است. طبیعتا مواجهه با چنین وضعیت جدیدی نیازمند سازوکارهای تازه ای است. ولیعهد ۳۲ ساله عربستان چندی پیش “اسلام معتدل” و “ریشه کن کردن همه بقایای افراط گرایی در آینده ای نزدیک” را مطرح کرد. این چنین وضعیتی هم متضمن تهدیدهای ناشناخته ای است که اگر دقت لازم لحاظ نگردد، می تواند منجر به پیامدهای ناخواسته و خسارت باری گردد و در عین حال چنین وضعیتی ممکن است موجد فرصت هایی برای سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای باشد. به لحاظ داخلی، آنچه که اکنون تحت عنوان اصلاحات در عربستان در حال انجام است، از حدود چهار دهه پیش در مقاطع مختلف در واکنش به حوادث داخلی یا خارجی به شکل محدود وجود داشته و مخرج مشترک همه آنها دو ویژگی “واکنشی بودن” و “حفظ بقای سلطنت” در برابر مطالبات داخلی از یک سو و فشارهای خارجی از طرف دیگر بوده است. اگرچه از سال های ۲۰۰۳ به بعد مهمترین مطالباتی که عموما طی عریضه نویسی ها به ملک عبدالله منتقل می شد، ضرورت برداشتن گام هایی به سوی تاسیس حکومت مشروطه بر اساس نهاد های منتخب، تفکیک قوا، آزادی بیان و پایان بخشیدن به تبعیض علیه اقلیت شیعه بود. ضمنا شفافیت بیشتر در امور مالی کشور و تهیه اطلاعات دقیق و تفصیلی از منابع درآمدی و هزینه های عمومی نیز از دیگر مطالبات گروه های اصلاح طلب بوده است. اما آنچه که تاکنون در نتیجه اصلاحات به دست آمده پاسخگوی مطالبات مطرح شده نبوده است.  حال باید دید آیا اصلاحات شتاب زده فعلی درصدد جامه عمل پوشاندن به مطالبات گفته شده جامعه عربستان است و یا اینکه پاشنه امور همچنان بر حفظ بقای سلطنت با ظواهری تازه خواهد چرخید. برای پیش بینی احتمال موفقیت اصلاحات پر سرو صدای کنونی نیز باید در نظر داشت ریاض برای برداشتن گام های اساسی به سوی اصلاحات با موانعی روبروست. اهم این موانع عبارتند از نخست مخالفت نهادهای مذهبی با تغییرات وسیع سیاسی، چون تصور بر این است اصلاحات جدی منجر به تضعیف توافق و تک صدایی عقاید وهابیت خواهد شد و دوم اقتصاد تک محصولی و اتکا به درآمدهای نفتی و نهایتا وابستگی به حمایت های سیاسی و نظامی خارجی. با ای حال گفته می شود بن سلمان طی اقدامی بی سابقه تعدادی از روحانی های تندرو و همچنین شاهزادگان و سرمایه داران عربستانی را به اتهام فساد مالی بازداشت کرده است. بازداشت شاهزادگان در زمانی انجام شد که فقط چند ساعت از فرمان تشکیل کمیته مبارزه با فساد از سوی ملک سلمان گذشته و هنوز کمیته شروع به کار نکرده بود و همین موضوع شائبه تسویه حساب های سیاسی و حذف رقبا را ایجاد کرده است. همچنین هنوز معلوم نیست مقابله با گروه های متنفذ مذهبی که اکنون با بازداشت برخی روحانیون شروع شده، چه پیامدهایی برای این کشور داشته باشد. اما از منظر روابط منطقه ای، به نظر می رسد الگوی رفتاری پیش بینی ناپذیری و اقدامات با خطرپذیری بالا که در داخل در حال اجراست، بر روابط خارجی نیز سایه انداخته است.  استعفای سعد حریری نخست وزیر لبنان از ریاض که اقدامی بی سابقه در عرف دیپلماتیک است و همچنین اخباری که از حصر خانگی عبدربه منصور هادی، رئیس جمهور مستعفی یمن و متحد عربستان در جنگ با این کشور و عدم اجازه خروج او از عربستان وجود دارد، نشان از نوعی قالب شکنی در سیاست های شناخته شده سعودی ها و هم هنجارشکنی در روابط دیپلماتیک دارد و بر اساس قواعد شناخته شده دیپلماتیک نمی توان هزینه فایده های اینگونه اقدامات نوظهور را ارزیابی کرد. روی هم رفته در ارزیابی آینده اصلاحات در عربستان، کشوری که به دلیل وجود حکومت متمرکز و نبود آزادی های مدنی، فاقد رسانه های آزاد بوده و از اتفاقاتی که در قصرهای شاهزادگان و جلسات تصمیم گیری های حکومتی می افتد، گردش اطلاعات دقیقی وجود ندارد، ایجاد فضای ابهام و رازآلودی است که معمولا با گمانه زنی های بعضا ضد و نقیض از سوی تحلیلگران و ناظران همراه است. حتی برخی آگاهان به مسائل عربستان نسبت به اصلاحات آغاز شده در این کشور ابراز خوشبینی کرده و آن را ناشی از بکارگیری تجربه انقلاب ها و اصلاحات انجام شده در دیگر کشورها از سوی مقامات سعودی می دانند.
از این جهت به نظر می رسد با توجه به فقدان اطلاعات دقیق از مناسبات موجود در حاکمیت و همچنین لایه های اجتماعی و سیاسی عربستان و به خصوص عدم پیمایش علمی از میزان اثرگذاری طبقه تحصیلکرده و تکنوکرات که عموما تحصیلکردگان غرب هستند، نیروهای ناشناخته ای در لایه های اجتماعی و سیاسی این کشور ممکن است وجود داشته باشند که به دلیل فضای تک صدایی و مطالبات متراکم شده، پس از باز شدن فضا به صورت ناگهانی بروز یابند. به همین دلیل عربستان و آینده اصلاحات در این کشور چندان قابل پیش بینی نیست. اما آنچه که برای ایران اهمیت دارد، رویکردهای تهران نسبت به فصل جدید رفتاری عربستان نمی تواند مبتنی بر الگوهای سابق باشد. این وضعیت یادآور سخنان اخیر دکتر محمدجواد ظریف به مناسبت روز معلم در دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه است که اظهار داشت: “مهمترین چالش امروز در روابط بین الملل چالش تغییر و تحول است و در واقع نامشخص بودن شرایط و غیرقابل پیش بینی بودن آن است.”  از این جهت سیاست خارجی ایران در منطقه که عربستان به بازیگری تاثیرگذار اما در عین حال غیر قابل پیش بینی تبدیل شده، نیازمند بازنگری اساسی است. اقداماتی که این روزها در عربستان رخ می دهد، به حدی شتاب زده می نماید که به نظر می رسد تصمیم گیران هزینه فایده آن را بررسی نکرده اند. در واقع برخلاف الگوهای محافظه کارانه نسل سالخورده، اکنون الگویی از خطرپذیری بالا و جسارت در رفتارها دیده می شود که تاکنون بی سابقه بوده و حتی می تواند نه فقط برای کشورهای منطقه، بلکه برای خود عربستان هم خسارت بار باشد. امروز عربستان در منطقه بازیگری غیرقابل پیش بینی است و معلوم نیست وارد یک بازی هوشمندانه شده و یا اقداماتی نابخردانه که می تواند دیگران را هم در گرداب خود فروکشد.


آدرس کوتاه :