روزنامه هفت صبح - هانیه درویش: عمو موسی را بسیاری با برنامه ماه عسل می شناسند. وقتی از او اینگونه در ...
کد خبر : 58880

روزنامه هفت صبح – هانیه درویش: عمو موسی را بسیاری با برنامه ماه عسل می شناسند. وقتی از او اینگونه در رسانه ها یاد شد: «مردی که هفت سال رنگ آفتاب را به خود ندیده است» درک این درد اما برای مایی که هیچ گاه این وضعیت را تجربه نکرده ایم هرگز امکان پذیر نیست. با سید موسی شریفی که ناخواسته لقب چاق ترین مرد ایران را با ۳۲۶ کیلوگرم وزن به خود اختصاص داده گفت و گو کردیم و این گفت و گو درحالی است که او اراده کرده تا رکورد سریع ترین میزان لاغری در عرض سه تا شش ماه در کتاب رکوردهای گینس را به نام خود بزند. رکورد لاغری ام را در گینس ثبت خواهم کرد

غم و غصه تنهایی چاقم کرد
سید موسی ۵۷ ساله است. در جوانی ماهی فروش بوده و از وضعیت مالی نسبتا خوبی برخوردار بوده است. او در رابطه با دوران جوانی و دلیل اصلی چاق شدنش می گوید: «در جوانی بیشترین میزان وزنم ۱۸۰ کیلو بود اما با همین وزن فعالیت هم می کردم. در آن دوران عاشق هم شدم و عشق را مساوی آرامش می دیدم اما به دلیل بیماری صرع که از بچگی همراهم بود نتوانستم ازدواج کنم. حتی برای درمان این بیماری به اروپا هم رفتم اما در آنجا چون از استرس دور بودم با وجود اینکه میزان غذایم بیشتر از ایران بود روز به روز لاغرتر می شدم و نشانی هم از بیماری صرع در آن مدت نداشتم اما بنا به  دلایلی باید به ایران بر می گشتم و در ایران زندگی می کردم.
این روال زندگی به همین شکل ادامه داشت تا اینکه در سال ۸۸ سکته مغزی کردم. بر اثر سکته سمت راست بدنم لمس شد و توانایی حرکت کردن را از من گرفت چون کسی را نداشتم که از من مراقبت کند خانه نشین شدم و این غم و غصه تنهایی و بی کسی باعث شد روز یه روز وزنم اضافه شود.»
از او در رابطه با خانواده اش می پرسم و او می گوید: «پدر و مادرم فوت کرده اند و خواهرها و برادرهایم هر کدام دنبال زندگی خودشان هستند هرچند که یکی از برادرهایم چند ماهی برادری را در حقم تمام کرد اما چون من مراقبت شبانه روزی می خواستم امکان ماندنش در کنارم نبود و این چنین شد که من هفت سال و ۶ ماه یعنی ۹۰ ماه کامل در خانه تنها بودم.» رکورد لاغری ام را در گینس ثبت خواهم کرد

90 ماه بی آب و غذا، بدون حرکت، بدون نور
سید موسی شریفی که به عمو موسی معروف است در رابطه با این هفت سال می گوید: «من از بی محبتی به این حال و روز افتاده ام. فکر نکنید کسی که این چنین چاق می شود خیلی پرخور است. باور کنید هفته ها می شد من غذا نمی خوردم چون کسی نبود که به من غذا بدهد. حتی گاهی پول آب خوردن هم نداشتم. چاقی دو نوع است: عده ای از پرخوری چاق می شوند و عده ای از درد بی کسی (روحی- روانی).
فکر می کنید چرا بعضی از افراد معتاد می شوند؟ از بی تفاوتی، از بی کسی. چاقی هم همین است. گاهی افسردگی و خانه نشینی هم باعث چاقی می شود. من حتی به دلیل بیماری صرع گاهی غش می کردم و از تخت می افتادم و روزها منتظر می ماندم تاکسی بیاید و به دادم برسد.»
او در این بین از همسایه ای با محبت و خداشناس حرف می زند. همسایه ای که هیچ گاه نخواسته نامش جایی برده شود اما در این هفت سال تنها کسی که گهگاه به عمو موسی سر می زده و آب و غذایی به او می داده همین همسایه ناشناس بوده است.
عمو موسی می گوید: «اگر حال و روزم بهتر شود می خواهم کتاب بنویسم. کتابی در رابطه با این نوع چاقی که نه از پرخوری بلکه از تنهایی است. می خواهم در آن کتاب از کسانی که کمکم کردند نام ببرم تا دینم را به آنها ادا کنم.» رکورد لاغری ام را در گینس ثبت خواهم کرد

می خواهم با لاغری ام در گینس رکورد بزنم
هم اکنون اما حال و روز عمو موسی بهتر است. هم از تنهایی درآمده است و می گوید مردم و به خصوص مردم تهران خیلی پیگیر حال و روزش هستند و روزانه ۲۰۰ پیام از طرف مردم دارد. او همچنین حدود سه ماه گذشته مورد عمل جراحی قرار گرفت و حالا روز به روز در حال کاهش وزن است. او در رابطه با عمل جراحی و دوران نقاهت بعد از عمل می گوید: «سه ماه پیش توسط کمیته امداد امام خمینی برای عمل جراحی به تهران منتقل شدم. بهتر بود عمل بای پس معده برایم انجام شود اما شرایط این عمل این است که باید یک ساعت بعد از عمل بیمار راه برود و چون من نمی توانستم راه برود عمل بالن را برایم انجام دادند.  حدود یک ماهی در بیمارستان تحت درمان بودم و بعد کمیته امداد با پرستاری که کارهای فیزیوتراپی و غذا و داروهای سروقتم را انجام دهد قراردادی بست و هم اکنون اگر فشارها و استرس هایم کم باشد و هزینه پرستارم داده شود من می توانم در عرض سه تا شش ماه بیش از ۱۲۰ کیلو کاهش وزن داشته باشم که با این میزان کاهش وزن می توانم در کتاب گینس رکوردم را ثبت کنم.» رکورد لاغری ام را در گینس ثبت خواهم کرد

مردم تهران صدایم را شنیدند
عمو موسی می گوید هیچ گاه از مردم کمک مالی نخواسته و تنها مطالبه اش رسیدگی به وضعیت بیماری اش است. در این بین مردم تهران با کمک هایشان جوراب واریس، دو جفت کفش و دو جفت دمپایی مخصوص برای او تهیه کردند. همچنین کپسول اکسیژن در خانه اش فراهم شده است اما گلایه عمو موسی از مسئولان محلی است.
می گوید من همین جراحی ام را مدیون کمیته امداد هستم اما مسئولان محلی پیگیر مشکلات من نیستند و هر بار پس از بارها تماس فقط به یک کلمه چشم اکتفا می  کنند. مثلا در حال حاضر یک ماه است که پرداختی پرستار را نداده اند و اگر پرستاری نباشد که از من پرستاری کند روال لاغری و درمان من متوقف می شود. یا مثلا دو سال پیش علوم پزشکی خوزستان قول درمان به من داده بود اما هر چقدر منتظر عملی شده وعده وعیدهای شان شدم خبری نشد تا حدی که میزان فشار و استرس داشت نیمه چپ بدنم را هم بی حس می کرد.  حالا هم من وقتی یاد محبتی های بی دریغ مردم تهران می افتم شرمم می آید لقمه ای اضافه بر دهانم بگذارم و دوست دارم لاغر شوم و روی پاهایم براه بروم تا هم سلامتی ام را به دست آورم و هم مردم خوشحال شوند اما همه اینها در کنار توجه مسئولان و وزارت بهداشت امکان پذیر است.»


آدرس کوتاه :