رئیس جمهور سابق کشورمان، شناخته نشدن حق دیگران از سوی حاکمیت، زیرپاگذاشتن حرمت‌ها و جلوگیری از حق آزادی،حق اندیشیدن،حق بیان و حق برخورداری از یک زندگی انسانی را زمینه‌ساز اعمال ...
کد خبر : 51

رئیس جمهور سابق کشورمان، شناخته نشدن حق دیگران از سوی حاکمیت، زیرپاگذاشتن حرمت‌ها و جلوگیری از حق آزادی،حق اندیشیدن،حق بیان و حق برخورداری از یک زندگی انسانی را زمینه‌ساز اعمال خشونت آمیز و تلاش برای حدف افراد دانست و تاکید کرد که این رفتارها از مصادیق بارز ترور است.حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در مراسم بزرگداشت یاد سومین شهید محراب آیت الله صدوقی  که در سالن همایش‌های بین المللی دانشگاه شهید بهشتی تهران برگزار شد، سخنان خود را با گرامی‌داشت یاد و خاطره آیت الله شهید صدوقی آغاز کرد و گفت:«آیت االه شهید صدوقی انسانی بزرگ عالم؛ متقی، مردم دوست، مهربان و خدوم بود ویکی از کسانیکه از دیر باز با حضرت امام (ره) نزدیک بودند.»وی با اشاره به حضور پررنگ  آیت الله صدوقی در عرصه انقلاب و جهاد وی را از یاوران و ارکان انقلاب اسلامی خواند و افزود:«عنایتی که حضرت امام به ایشان داشتند معلوم است و وقتی که موج سهمگین و نفرت انگیز تروریسم در این مملکت بالا گرفت و قرار بر این شد که یاران انقلاب و کسانیکه موثر در جامعه هستند و مانع اجرای برنامه های ضد ایرانی و ضد اسلامی می شوند از پای در بیایند از جمله اولین شخصیت ها حضرت آیت الله صدوقی بود که می دانیم البته به ایشان به مقصد و مقصود بالای خودش رسید ولی ان جنایت در سال 61 رخ داد که همه ما شاهد بودیم و این نشانه جایگاه بالای حضرت ایت الله صدوقی بود در عرصه جامعه و انقلاب ما.»رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:« این روزها شاهد ترور و تروریسم در دنیا هستیم که متاسفانه بد جور هم دامن جامعه اسلامی ما را هم گرفته است و با دامن زدن اختلافات فرقه ای و طائفه‌ از سوی دشمنان مانع از تکامل و رشد و پیشرفت این جوامع می‌شوند و متاسفانه تعصب و نادانی و کور دلی داخلی در این کشورها هم سبب شده که این اختلافات ابزاری شود برای درگیریهای خونین.»خاتمی ادامه داد:« ترور و تروریسم پدیده‌ای بسیار شوم و نگران کننده ای است که کم و بیش در تاریخ بوده است ولی در شکل و صورت کنونی آن را باید یک پدیده مدرن بدانیم.»وی همچنین اظهار داشت:« ترور به معنی وحشت و خوف و ایجاد فضای ناامن و وحشت انگیز در جامعه است اما صورت ظاهری‌اش در توسل به زور برای حذف رقیب به هر قیمتی نمو پیدا می‌کندو» که هست.رئیس‌جمهور سابق کشورمان با اشاره به وجود زمینه‌های ذهنی و اجتماعی ترور گفت:« زمینه ذهنی آن نوعا از تعصب، جهل و خودخواهی بر می خیزد و ترکیب اینها ناشی از آن است که انسان‌هایی گمان می‌کنند همه حق در اختیار آنان است و آنچه جز آنان باشد ناحق یا غیر حق و باطل است و این خود نشان دهنده جهل و بی‌بصیرتی است. چرا که  حقیقت خیلی  دیریاب است دائما دیدار می نماید و پرهیز می کند وبازار خود و آتش دوستداران خودش را تیزتر می کند. هیچ انسانی نمی‌تواند بگوید من  به حقیقت دست می یابم.»رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با تاکید بر اینکه «برترین انسان‌ها انسان های سالک‌اند که همواره در راهند»، افزود:« اینکه انسانها به این توهم برسند که حقیقت را دریافته اند و تمام حقیقت در اختیار آنان است وخود آنان مدار و محور حق و حقیقتند  ودیگری یا نباید باشد یا اگر هست باید صد درصد تسلیم او باشد منشا ذهنی است که پدید آورنده زمینه های ترور و تروریسم در دنیاست.»وی ادامه داد:«یک منطق از درون این  بینش بیرون می‌آید وآن اینکه هر کس باما نیست برما است و دوم اینکه ما مجاز هستیم با آن کسی که بر ما است هر گونه بخواهیم رفتار بکنیم! و برهنه ترین و آشکار ترین رفتار اینکه او را از میان برداریم. این منطق هر کجا که باشد نتیجه کار ترور و تروریسم است چه در میان دولت های مختلف باشد و چه در میان گروه های خاص تروریستی.»رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به حادثه تروریستی یازدهم سپتامبر، گفت:« در این حادثه بزرگ تروریستی می‌بینید چگونه دو قطب مقابل همدیگر دارای یک منطقند؛نو محافظه کاران به نمایدگی بوش به صراحت می گویند آنکه با ما نیست بر ماست و ما حق داریم او را از صحنه برداریم و به هر گونه که تصمیم بگیریم و بخواهیم با او رفتار بکنیم عین همین منطق در قطب مقابل او یعنی بن لادن و القاعده وجود دارد که هر کس با ما نیست ضد اسلام است و ما باید هر کس ضد اسلام است او را از صحنه برداریم این منطق منطقی است که از درون او ترور و تروریسم بیرون می آید خود آن ناشی از بی‌بصیرتی، جهل؛تعصب و خودخواهی است و از درون اینها  یک حالت عاطفی ،”نفرت”در می آید و به هر حال رابطه فقط می شود رابطه زور و خشونت و نفی و حذف.» وی در توضیح شق دوم ترور اظهار داشت:« گاهی به جای آن وجه برهنه و عریان تروریسم که حذف فیزیکی رقیب از صحنه است، حالتی ظریف ترو لطیف تر هم دارد و آن هم که آثار وجودی انسان را حذف می کند و بر نمی‌تابند که آن هم ترور است.»خاتمی تصریح کرد:« یعنی انسان عبارتست از مجموعه عواطف،اندیشه‌هایش اراده اش و سایر اموری که هست و حقوقی که دارد اگر جلوی اراده کسی را بگیرد ؛اگر کسی جلوی عواطف دیگری را بگیرد ، اگر جلوی اندیشه او را بگیرد ونگذارد او بیاندیشد یا اندیشه اش را ظاهر بکند این هم حذف آثار وجودی یک انسان است گرچه خود وجود فیزیکی او باقی می ماند ولی محتوای وجود او را ترور می کند و این خودش نوعی ترور و تروریسم است.»رئیس دولت اصلاحات اضافه کرد:« اگر در جامعه‌ای نظامی حاکم باشد که حق دیگران را به رسمیت نشناسد، حرمت دیگران را زیر پا بگذارد؛ حق آزادی ،حق اندیشیدن ،حق بیان و حق برخورداری از یک زندگی انسانی را به رسمیت نشناسد خود به خود زمینه را برای اعمال خشونت فراهم کند و رابطه خودش با مردم را بر مبنای خشونت قرار دهد خود به خود زمینه عکس العمل این رفتار که پاسخگویی خشونت با خشونت است و تلاش برای حذف کسی است که در صدد حذف شماست پدید می آید و خود به خود زمینه های پیدایش حرکت های خشونت آمیز که ترور از مصادیق بارز آن است پدید می‌آید.»به عقیده خاتمی عرصه بین المللی هم اگر نظامات بین الملل به صورتی بود که منافع قدرت‌های خاصی اصل بود و این منافع به گونه ای تعریف شد که در تضاد با منافع دیگران هست و منافع دیگران در امتداد و تحت شعاع منافع قدرت‌ها ی برتر تعریف شد و نظامات بین المللی بر این اساس شکل گرفت و آنکه قدرت دارد با اعمال زور، زور تبلیغاتی زور نظامی زور ثروت همه اینها سعی کرد سلطه و استیلای خود را بر جامعه تحمیل بکند و جوامع را محروم و تو سری خور نگه داشت خود به خود زمینه برای مقابله با این جریان به صورت زور و ترور هم تجلی پیدا می کند .درست است زمینه های ذهنی اش تعصب و جهل و خودمحور بینی است اما زمینه های عینی آن استبداد در درون کشورهای داخلی و به صورتی نظامات سلطه گرانه بین المللی است که سبب بروز و ظهور اینها می شود.


آدرس کوتاه :